تبليغاتX
مینی پاترول
شنبه 9 اردیبهشت1391
هیچکس فکر نکرد،

که درآبادی ویران شده دیگر نان نیست؛

و همه مردم شهر بانگ برداشته اند:

که چرا سیمان نیست؛

و کسی فکر نکرد:

که چرا ایمان نیست؟

و زمانی شده است که به غیر از انسان،

هیچ چیز ارزان نیست؛

(حمید مصدق)

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 17:23 | | لینک مطلب
شنبه 9 اردیبهشت1391
زمانی که نازیها کمونیست ها را کشتند من سکوت کردم" آخر من که کمونیست نبود؟
زمانی که نازیها یهودی ها را کشتند من سکوت کردم" آخر من که یهودی نبودم؟
زمانی که نازیها اعضای اتحادیه کارگری را کشتند من سکوت کردم"آخر من که عضو اتحادیه نبودم؟
زمانی که امدند مرا ببرند و بکشند همه سکوت کردند!! آخر آنها که برتولت برشت نبودند!! (((برتولت برشت)))

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 17:23 | | لینک مطلب
دوشنبه 17 بهمن1390
                                    
      دیگه بیدار نمیشی با نگرونی
       یا با تردید که بری یا که بمونی
       رفتیو آدمکا رو جا گذاشتی
        قانون جنگل و زیر پا گذاشتی                                              
        اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
         تو تو جنگل نمیتونستی بمونی
         دلتو بردی با خود به جای دیگه
         اونجا که خدا برات لالایی میگه
          میدونم میبینمت یه روز دوباره 
                               توی دنیایی که آدمک نداره
   

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 10:58 | | لینک مطلب
یکشنبه 15 آبان1390
405 معتاد
مهرزاد گورکانی

آقاي 405 در حالي که به شدت عصباني بود و دود از اگزوزش بلند مي شد وارد پارکينگش شد و با صداي بلند به خانم 405 گفت:

خانم چند بار بهت گفتم اينقدر به اين بچه بنزين نده چند بهت گفتم اين بچه رفتارش مشکوکه چند با بهت گفتم چراغهاش هميشه خماره
وا خدا اوراق بشم اين حرفا چيه ميزني به بچم
اره جون چراغ ترمرت امروز ديدنش داره مکمل بنزين مصرف ميکنه من از خيلي وقت پيش شک کرد بودم معتاد شده اما هي تو ميگفتي اين حرفا رو زنن حالا ديگه لاستيکاش برام رو شده جرات داره لاستيکاشو بزار تو پارکينگ اوراقش ميکنم
بوق بوق
کيه؟
من مامان
اقا تو رو جون برف پاکنات کاريش نداشته باش
سلام مامان سلام بابا
سلام و تعمير موتور سلام يتغان حالا واسه من معتاد شدي مکمل ميزني
چي ميگي کي گفته همش شايعس حالا يکي اومده پيش يه بوقي زده تو هم باور کردي
حالا بقيه دروغ ميگن اون قيافت تابلوت که دروغ نميگه بعد ميگي چرا عمو 206 بهت دختر نميده ده همين قيافه ضايت رو ميبينن که بهت دختر نميدن کاپتشو نگاه کن حداقل کاپتتو ببند صداتم که شده عين صداي تراکتور پسر تو ابروي خاندان پژو رو بردي ما واسه خودمون کسي بوديم  گمشو بيرون ديگه نميخام چراغام به چراغات بيفته گمشو بيرون
باشه من ميرم براي هميشه ديگه تا چراغاتون بهم نيفته ديگه هيچ وقت منو نمي بينين
اخبار 20:20 بار ديگر خودرو 405 در اتش سوخت

نتيجه اخلاقي
1.با افراد معتاد درست رفتار کنيم و اونا رو تنها نزاريم و همه راه ها روي اونا نبنديم
2.زياد مکمل بنزين نريزن تو باک ماشينتون ميگن ضرر داره

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 21:46 | | لینک مطلب
یکشنبه 15 آبان1390
دوران کودکی هم مثل زمان مستیه !!

همه یادشونه چی شده جز خود

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:39 | | لینک مطلب
یکشنبه 15 آبان1390
بی غذا دو ماه دوام می آورد...

بی آب دو هفته

بی هوا ، چند دقیقه

...

بی " وجـــدان " ، خـــــــــــــیلی...متاسفانه

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:35 | | لینک مطلب
جمعه 15 مهر1390

دقت کردین تو بیشتر فیلمای ایرانی هیشه شبا زن و مرد

 با هم دعوا میکنن تا مرد رو مبل بخوابه و زنه تو اتاق

.
.
.
.
... 

... .

.
.
.
خُب مگه مجبورین فیلمای خانوادگی بسازین؟!؟

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:47 | | لینک مطلب
سه شنبه 15 شهریور1390
لبخند

دلتنگی هایم را زیر زبانم نگه میدارم

من لبخند میزنم

حتی با بغض

تا تو بسازی این پل را برای گذشتن از این روزهای دلتنگی

تا تمام شود این روزهای سخت بی تو نفس کشیدن

من هنوز هم لبخند میزنم.......

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:47 | | لینک مطلب
شنبه 15 مرداد1390
برای خوشبخت شدنت

میخوام یه قصری بسازم ، پنجره هاش آبی باشه

من باشم و تو باشی و یک شبِ مهتابی باشه

میخوام یه کاری بکنم ، شاید بگی دوسم داری

میخوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری

امشب میخوام تا خودِ صبح٬ فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم!

میخوام برات از آسمون٬ یاسهای خوشبو بچینم

میخوام شبا عکس تورو٬ تو خواب گلها ببینم

امشب میخوام برای تو٬ یه فال ِحافظ بگیرم

اگر که خوب در نیومد٬ به احترامت بمیرم

امشب میخوام رو آسمون٬ عکس چشاتو بکشم

اگر نگاهم نکنی٬ بانوی من نازِ نگاتو بکشم

میخوام تورو قسم بدم٬ به جون هر چی عاشقه

به جون هر چی قلب ِ صاف٬ رنگه گل شقایقه

یه موقعی فکر نکنی٬ دلم واست تنگ نمیشه

فکر نکنی اگه بری٬ زندگی کمرنگ نمیشه

امشب میخوام تا خودِ صبح٬ فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت٬ خدا خدا خدا کنم

بانوی لحظه هام خیلی دوست دارم ... احساس پاکم تقدیم وجود مهربونت

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:49 | | لینک مطلب
چهارشنبه 6 بهمن1389
بازم مثل هميشه تيم ملي حذف ميشه
سلام

تيم ملي هم كه بازم مثل هميشه حذف شد خيلي برامون عادي شده حالا ميخام نظر كارشناسي خودم بگم

ببين بعد از برانكو هيچ سرمربي مناسب براي تيم ملي انتخاب نشد قلعه نوعيي انصافا مربي خوبيه ولي تو تيم هاي باشگاهي 10 تا بازي اولش تيمش تعطيله و به درد تايم ملي نميخوره علي دايي هم كه مشخصه بدون هيچ گونه تجربه سرمربي گري مايلي كهنم كه سلطان حاشيه هست اين وسط قطبي گزينه بهتري نسبت به بقيه بود ولي اونم بازي با كره سوتي دادم از كره ترسيد تيم كامل دفاعي بست با 3 تا هافبك دفاعي شاهكار كرد البته تيمم خوب اماده نشده بود بازي تداركاتي خوبي هم كه نداشت يه بازي با برزيل بود كه بازيكنا به جايي بازي كردن شوق ذوق ديدن بازيكناي تيم ملي برزيل رو داشتن به جا اين برزيل با 4 تا تيم متوسط بازي ميكرديم بهتر بود مثل لهستان و كامرون مكزيك مطمنا نتيجه بهتري ميداد

اينا همش به مديريت برميگرد كه بحث خيلي مفصل تره منم به خمين اكتفا ميكنم


نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 16:33 | | لینک مطلب
چهارشنبه 22 دی1389

خيلي وقته نديدمت ميدونم بالاخره يه روز به اينجا سر ميزني

دوست دارم..

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 16:19 | | لینک مطلب
دوشنبه 10 آبان1389
قصه ما و درختا..
امروز به اين فكر ميكردم كه چقد اين درختها شبيه ما اداما هستن تو بهار مثل جونا شاد مست با شكوفه هاي رنگارنگ عطر و بوي خوش پرنده هاي زيبا ابهاي رون درختها هم مثل ما اداما جووني ميكنن تو پاييز اونا به ميونسالي ميرسن قيافشون تغيير ميكنه رفتارشون خيلي اروم برگاشون ميريزه انگار به يه بلوغ قكري رسيدن واسه همينه كه تو تابستون ميبين دارن كم كم به اخراي عمرشون ميرسن به فكر اين ميافتن كه يه ميوه بدن يه كاري براي ديگران انجام بدن يه فايده اي داشته باشن و بعد از پاييز اونا ميميرن تو رفت امد فصل ها اما اونا واقعا نميميرن به يه دنياي ديگه وارد ميشن كه اسمش بهاره اگه تونسته باشن تو فصل هاي قبلي كاري انجام داده باشن تو زمستون قطع نميشنو به بهار ميرسن وگرنه ....

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:5 | | لینک مطلب
شنبه 8 آبان1389
.
نمی توان کسانی را که بسیار شاد یا غمگین هستند تحت تاثیر قرار داد.عشاق هنگام سکوت یکدیگر را بهتر درک می کنند  و یک سخنرانی پرشور  و مهیج در گورستان،تنها  بر افراد غریبه تاثیر می گذارد،در حالی که برای بیوه و فرزندان فرد از دنیا رفته،بی معنی و بی اه میت جلوه می کند.

غم،باعث اتصال افراد نمی  گردد،بلکه بین آنان فاصله می اندازد و حت ی بی عدالتی و بی رحمی در افراد غمگین بیش تر از افراد شادمان دیده می شود.

از كتاب دشمن ها نوشته آنتوان چخوف

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:9 | | لینک مطلب
سه شنبه 4 آبان1389
تکرار
تکرار می شود...

این قصه تکرار می شود ولی هیچ وقت معنی تکرار نمیدهد...

قصه شکوفه ها مثل قصه افتادن برگ پاییزیست مثل خواب رفتن درختان در فصل سرد مثل سبز شدن درختان در فصل گرم همه تکراریند ولی تازه و نو ....
نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:11 | | لینک مطلب
شنبه 10 مهر1389
کمی تغییر
سلام به همه دوستای گلم من از اول این وبلاگ رو برای طنز نوشته هام ساختم ولی مدتهاست دیگه نمینویسم خواستم ببینم استعداد طنز دارم که نشون دادم دارم چون مطلبم همشون مورد تحسین طنز نویسا قرار گرفت همشون میتونستن چاب بشن چون تو اینترنت بخش شده بود نمیشد چا بشه حالا تصمیم گرفتم وبلاگ رو به وبلاگ نوشته های شخصیم تبدیل کنم و از همه چیز توش بنویس امیدوارم خوتشون بیاد.
نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 10:57 | لینک مطلب
شنبه 3 مهر1389
farsi 1
سلام مادربزرگ ميخام برام از اون قصه هاي قديم قديما بگي.

برو حالتو ندارم اين قرتي بازيا چيه الان سفري ديگر شروع ميشه مزاحم نشو

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 16:39 | | لینک مطلب
یکشنبه 21 شهریور1389
دزدي دزدي اونم تصوير دزدي
سلام

اقا ما همه جور دزدي ديده بوديم ولي تصوير دزدي نديده بوديم

اقايون صدا سيما چرا ميرين تصوير فوتبالي رو كه شبكه هاي خارجي پول دادن و خريد دارن پخش ميكنن ميديزدين و اين ور اون ورشو با تف چند تا ارم ميچسبونين تا ارم شبكه معلوم نشه خواستم بگم كار خوبي نميكنيد اين نكته رو مديران شبكه هاي خارجي براي من ايميل كردن و گفتن تو كه حرف خيلي شنيدار داره بگو شايد يه فرجي شد

اگه ميگيد من دروغ ميگم بريد و معني كلمه دزدي رو توي لغتنمامه جستجو كنيد

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 11:5 | | لینک مطلب
چهارشنبه 3 شهریور1389
دو خط موازی
پسرکی دو خط سیاه موازی روی تخته کشید خط اولی به دومی گفت ما میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم . دومی قلبش تپید و لرزان گفت بهترین زندگی !!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند. و بچه ها همه با هم تکرار کردند دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند مگر آنکه یکی از آنها برای رسیدن به دیگری خود را بشکند

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 17:51 | | لینک مطلب
یکشنبه 17 مرداد1389
کارشناس مسائل جوانان

از یکی پرسیدن آخرین باری که سینما رفتی کی بود، گفت 11 سال پیش. پرسیدن آخرین باری که فوتبال دیدی کی بود؟ گفت 9 سال پیش. پرسیدن آخرین باری که موسیقی گوش کردی کی بود؟ گفت 20 سال پیش تصادفی تو تاکسی اونم یه کم
گفتن ببخشید شما کارشناس مسائل جوانان نیستین؟
گفت بله هستم!



نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 17:33 | | لینک مطلب
دوشنبه 11 مرداد1389
پدربزرگم رد زخمهای کهنه ی عشق را

نشانم میداد و نصیحتم میکرد!

من به فرزندانم چه بگویم؟

با خاطراتی که هر روز از روز قبل

 تازه تر میشوند!!!

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 9:12 | | لینک مطلب
شنبه 8 خرداد1389
کسي از گربه هاي ايراني خبر نداره


بله کسي از ما خبر نداره و نميدونن ما چه زجري ميکشيم از گرسنگي و از نبود مسکن و از تبعيض نژادي و از ازا اذيت بچه صغري خانوم
نميدونم از کجا شروع کنم اها از دختر عمه بيچارم کم کم داشت رو دست باباش ميموند که يه سگ ولگرد اومد خواستگاريش و باباش به زور
شوهرش داد حالا بعد از يه مدت اين سگ معتاد از اب در اومد و مجبور شدن طلاق بگيرن از هم الانم با 7 توله سگ و گربه اواره خيابونا شده
پسر عموي بيچاره من که خدا رحمتش کنه يه هفته پيش رنگش کردن بردنش تو استايوم و از طبقه دوم پرتش کردن تو زمين بازي از اين سقوط ازاد
جون سالم به در برد و يکي از بازيکنا که هنوز فرق توپ و گربه رو نميدونست چنان اون بدبخت شوت کرد که کاکرو هم تو عمرش چنين شوتي نکرده
بود اتفاقا اون شوت هم گل و خدا بيامرز کلي بعد از مرگش مشهور شد عسکشو هم تو برنامه نود نشون دادن
از برادرم بگم براتون اون بيچار هم به هزار بدبختي دوز و کلک خودشو تو دل يه بچه 6 ساله جا کرده بود يه چند روزي تو خونه بچه بود و کلي بهش
خوش ميگذشت واسه ما هم بد نبود اما باباه بچه از سفر اومد برادرم رو انداخت تو چاه فاضلاب
و اما خودم درد گشنگي و اوارگي از يه طرف درد عاشقي از يه طرف ديگه چند مدت پيش يه گربه سلطنتي رو تو يه لامبورگيني ديدم
نميدونين چه ابهتي داشت تپل سفيد پشمالو
خلاصه تعقيبش کرديم و خونشو پيدا کردم فرداش تيپ زديم بريم خواستگاري تو راه هم چند تا سگ دنبالم کردن که وقتي سگها رو ديدم از ترس تمام موهاي
بدنم سيخ شد و به قولي فشن شد چند دعاي خير هم بدرقه سگها کردم
وقتي رفتم پيش خانوم و گفت از خودت بگو از تير و طايفت بگو
ما هم شروع کرديم از جد بزرگمون ببري خان گربه ناصر ادين شاه که الهي اين 6 تار سبيلم که از جون برام عزيز تره فداش بشه واسش گفتم و گفتم که ايشون جد ما ميشن
چند تا لاف زدم گفتم روزي 12 تا موش شکار ميکنم و دارم بدنسازي کار ميکنم و شمشير بازي رشته سابر کار ميکنم
خلاصه بعد از کلي تعريف از خودمون خانوم از ما خوششون نيومد و چند از سگهاش رو فرستاد دنبال ما
ما هم 4 تا پا داشتيم 17 تاي ديگه وام گرفتيم و پا زديم به فرار
اين بود گوشه اي از زندگي اسف بار ما  گربه هاي ايراني 

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 10:51 | | لینک مطلب
شنبه 17 بهمن1388
یک خبر و یک گزارش

خبر:

مسئولان فضايي بعد از اينکه ماهواره اميد رو مجرد فرستادن فضا و اقا اميد به جاي انجام ماموريئت به صفا سيتي رفته و از انجام
ماموريت سر باز ميزد تصميم گرفتن ماهواره هاي طلوع خانوم و اقا نويد با هم بفرستن البته قبل از ارسال اين دو رو به عقد هم در اوردن
تا طلوع خانوم حواسش به اقا نويد باشه تا ماموريتش رو درست انجام

گزارش:

خبرنگار ما هم براي تهيه گزارش بين مردم رفت تا نظرشون رو در مورد اين افتخار جويا بشه


يک اقاي با شخصيت:
ببخشد اقا نظر شما در مورد اين موفقيت فضايي دانشمندان ايراني چيه؟
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما و همکاران در صدا و سيما و هم چنين رياست محترم صدا سيما بايد بگم که
ما از صدا سيما  به خاطر اين اطلاع رساني خوب تشکر مي کنيم و من از پشت همين تريبون با صداي بلند ميگم که
صداي و سيماي ما تشکر تشکر

يک معتاد:
سلام اقا نظر شما در مورد موفقيت فضايي دانشمندان ايراني چيه؟
با عرژ شلام خشه نباشي دادش والا منم تبريک عرژ ميکنم و اژشون کلي تشکر ميکنم
که ما رو خودکفا کردن به ژون شما ما بايد با هژار تا خاري خفت اژ اين اکبر موادي يه ژره جنس بگيرم اونم چه ژنسي
به ژون شما ما رو تا شقف خونمون نميرشوند چه برشه به فژا تاژه بعژي موقع که ميرفستادمون لايه اژن ديگه
ما رو پايين نمي اورد
حالا داش اين چيزو که گفتي کژا ميروفشن؟
قيمتش چجوره؟

يک پيرزن:
ببخشد مادر نظر شما در مورد اين موفقيت فضايي دانشمندان ايراني چيه؟
سلام ننه الهي خير ببيني کجا بودي مادر من خيلي دنبالت مي گشتم اين زنبيل منو تا سر اين کوچه مياري
باشه تو راه با هم صحبت ميکنم
خوب نظرتون چيه؟
والا ننه چي بگم صبح به هزار بدبختي رفتم اينا رو گرفتم الا3 ساعت تو راهم ننه نميتونم ديگه پير شدم
باز خدا خير بده شما رو که اومدي وگرنه من حالا حالا بايد راه ميرفتم

يک سرباز:
ببخشد اقا نظر شما در مورد اين موفقيت فضايي دانشمندان ايراني چيه؟
سلام نه به نام خدا سلام اقا خيلي خوبه اقا عاليه اصلا مرگ بر امريکا فقط ميگم تو پارتي نداري واسه من چند روز مرخصي بگيري
عروسي دختر خاله باباي مادر زن ناپدري عمه بابامه اگه نرم خيلي ناراحت ميشه

يه دختر ماماني:
سلا خانوم نظر شما در مورد دانشمندان فضايي....
اقا بايد بگم خيلي بدين شما چجوري دلتون اومد اون موش بيچاره رو بفرستين فضا اقا به خدا اون ميترسه من خونه خودم موش دارم
اقا فوت ميکني ميترسته چه برسه به اينکه بفرستيش فضا
اصلا اون کرم بيچاره چه گناهي کرده بود اونو بيچاره که نگاش از وسط نصف ميشه
خانوم گريه نکنيد؟
چرا گريه نکنم اصلا به شما چه ربطي داره گمشو از جلو چشام

علي دايي:
.....سلام اقاي دايي نظر
سلام منم اين برد خدمت همه شما ببيندگان برنامه رو به فردا تبريک ميگم به خدا من هيچ کاري نکردم اين حاصل تلاش کريم باقري و
دانشمندان غيورمون که تونستن اون ماهواره رو شوت کنن تو دروازه استقلال
من خدمت رياست محترم جمهور اقاي صمد احمدي نژاد اين برد رو تقديم ميگم

يک ديوانه:
ببخشد اقا نظر شما در مورد اين موفقيت فضايي دانشمندان ايراني چيه؟
سلام بله من اين موفقيت رو تبريک ميگم و بسيار خوشحالم
واقعا دانشمندان ما کار بزرگي رو کردن کاري که بسياري از کشور ها در انجامش ناتوان هستند
و مطمن باشيد اين موفقيت ها ادامه خواهد داشت
ممنون اقا که به سوالمون جواب دادين
خواهش ميکنم خوب خداحافظ
اي واي
چي شده؟
اين تيکه اخر رو نگرفته فيلم دوربين تموم شده

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 16:23 | | لینک مطلب
چهارشنبه 14 بهمن1388
دو عكس بسيار خاطره انگيز

سلام

امروز همينجور تو اينترنت مي گشتم كه اين دو تا عكس رو ديدم خودم كلي ناراحت شدم به خاطر اينكه خيلي زود بزرگ شدم كاش دوباره مي شد از اول شروع كرد باز بري از اول ابتدايي و يه زندگي ديگه رو شروع كني اما نميشه

تا اخر اين ماه چند تا نوشته طنز ديگه ميزارم تو وبلاگ منتظر باشيد از همه دوستاني هم كه با نظراتشون منو كمك ميكنند ممنونم



http://www.loo3.com/images/farsi%20aval%20dabestan.jpg

http://sites.google.com/site/behzadbourse/9126_147729672240_97030512240_244931.jpg


روباه و زاغ
زاغکی غالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست بر راهی
که از آن می گذشت روباهی
روبه پر فریب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت:به به چقدر زیبایی!
چه سری چه دمی عجب پایی!
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوش خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می خواست غار غار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 10:37 | | لینک مطلب
جمعه 25 دی1388
فرهنگ روزنامه خواني در دو اپیزود

اپیزود اول:
1-آيا ميدانيد ‍‍ژاپني ها از هر فرصتی برای مطالعه استفاده می کنند؟! پس بهتر است ما نیز كمي از آن ها ياد بگيريم:
- بابا جان تموم نشد؟!
- الان بابا دو خط ديگه بيشتر نمونده
- چي دو خط نمونده؟!
- بابا روزنامه ميخونم!
- بيا بيرون مرده شورتو ببرن! مگه اونجا کتابخونه است !؟ به جاي روزنامه خوندن تو دستشويي برو 7 تا تجديدت رو بخون! گمشو بيا بيرون...
اپیزود دوم:
2- هواپيما هم جاي مناسبي براي روزنامه خواندن به شمار می رود:

- ها چي نوشته اينجا پرواز565 شيراز به تهران به مقصد نرسيد و سقوط كرد تمام مسافران ان جان باختند؟
- مگه ميشه؟؟ 565 كه همين پروازه...

بلندگوی هواپیما:مسافرین محترم...جهت فرود در عالم برزخ لطفا کمربندهایتان را محکم ببندید...

(چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد)

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 16:31 | | لینک مطلب
یکشنبه 26 مهر1388
عذر خواهی

سلام

به خدا نمیدونم چه جوری از همتون عذر خواهی کنم خیلی وقته وبلاگم رو به روز نکردم شرمنده اخه دارم برای کنکور میخونم و وقت نوشتن ندارم و چند تا مطلبم نوشتم ولی هنوز وقت نکردم تایپ کنم ولی بزودی میزارمشون تو وبلاگ فعلا بای

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 10:51 | | لینک مطلب
پنجشنبه 11 تیر1388
در مطب یانگوم
سلام بر تو اي بانوي بانوي پاک دامن نه اين که تيکه کلام من نبود اين مال يوزارسيو حکيمه
سلام بانو هن
سلام چرا اينقدر چرت و پرت ميگي؟ چيکار داري؟
بانوي من من در مناظره زنده تلوزيوني با جومونگ جلو دوربين رسانه ملي کتککاري کردم و ضربه بدي به سرم خورده مي خواستم
پزشک اول و بانوي اول دربار بانو يانگوم رو ببينم تا منو معاينه کنند
ايشون وقت ندارن ميخاستي با جومونگ در نيفتي
بانوي من تقصير من نبود همش اين اقاي فردوسي پور اتيش به پا کرد
من نميدونم بانو وقت نداري
چيه اينجا چه خبره اين سر و صداها چيه؟
بفرما خودت با بانو صحبت کن
به به شاهزاده يونگپو چه خبر از قصر؟
بانوي من اگه ميشه منو معاينه کنيد سرم داره گيج ميره
شرمنده من بايد برم اشپز خانه دربار و ترتيب جشن عروسي زليخا با جومونگ رو بدم و الان يوزارسيو حکيم با تخت گردان جلوي درب مطب منتظرم هستن
کي ؟يوزارسيو؟
اره مگه تو در مراسم عروسي ما در اهرام ثلاثه شرکت نکردي؟
واي خدا اينا چي ميگن مثل اينکه حالم خيلي بده
اين لباس سبز چيه تنت کردي تبليفاتي اره ؟
نه بانوي من
بانو يانگوم :
بله بانو هن
ميشه به من مرخصي بدين ميخام برم فينال جام کنفدراسون ها رو ببينم
جدي ؟ساعت چنده
ساعت 11 به وقت بويو
حيف نيتونم ببينم نتيجشو برام اس ام اس کن
راستي بانوي من کريس جونتون هم رفتن رئال مادريد
چي جدي ميگي بايد حتما يه سر بهش بزنم خوب که بهم گفتي
بانو يانگوم من چيکار کنم؟
ببين برو يه سي تي اسکن بگير فردا بيا پيشم تا ببينم چه مرگته
بچه مگه تو کار زندگي نداري مگه خواب نداري مهرزاد پاشو برو بخواب از صبح تا شب فوتبال فوتبال
اينقدرم تو خواب حرف نزن تو که به سرت ضربه نخورده بود
واي خدا اين چه کابوسي بود
فکر کنم حالت خيلي بده فردا بيا پيش بانو هن يه نوبت بگير تا ويزيتت کنم ببينم چه مرگته
نــــــــــــــــــــــــــه
نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 10:6 | | لینک مطلب
سه شنبه 4 فروردین1388
چگونه یک گزارشگر فوتبال شویم
مهرزاد گورکانی


چگونه یک گزارشگر فوتبال شویم


1.  اطلاعات فوتبالی خود را بالا ببریم و بازیکن های بیشتری رو بشناسیم مثلا شماره 10 و کاپیتان و دروازه بان و سرمربی تیم رو بشناسیم کافی

2.برای خودتون تیکه کلام بسازید مثلا:چه میکنه این جاسم و چه بازیکنی ای این غضنفر

3.موقع گل شدن توپ با قدرت هر چه تمام تر جیغ و فریاد بزنید

4.از بازیکنای معروف یا به قولی اونایی که خرشون بیشتر میره بیشتر تعریف کنید و اسمشونو زیاد بگید تا مورد عنایتشون قرار بگیرید

5.قبل گزارش یک لیست شامل تاریخ تولد و لیست اعضای خانواده و سایر بستگان هر بازیکن تهیه کنید

6.مطمن باشید در هر بازی از 22 تا بازیکن و 3 داور بازی و 2 سرمربی حتما تولد یکیشون هست پس بگیردید و این نکته رو به صورت واضح برای بینندگان بگید تا اونا هم بگن : عجب گزارشگریه

7. سعی کنید زیاد به بازیکنایی که بد بازی میکنند متلک بگید
نکته بسیار مهم((سعی کنید به اون بازیکنی که پرتاب اوتشو بلند میندازه بیشتر گیر بدین چون واقعا طرفدارهای زیادی پیدا می کنید))

8.از جملاتی مانند:میرفت که یخ بازی اب بشه یا توپ زوزه کشان از کنار دروازه به بیرون رفت و یا ورزشگاه کیپ تا کیپ تماشاگر شده
و.. حتما استفاده کنید

9.سعی کنید به مهدی مهدوی کیا را مهدوی کیا و کیانوش رحمتی رو کیا راحمتی خطاب کنید

10.برخی اسامی خارجی رو اینگونه تلفظ کنید:زیدان::زیزو
ساموءل اتوو::سامی اتوو
تیری انری::تیتی انری
تو این مورد خودتون میتونید خلاقیت به خرج بدید و اسمی جدید اختراع کنید

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 12:42 | | لینک مطلب
دوشنبه 3 فروردین1388
آرزو هاي من
مهرزاد گورکانی


آرزو هاي من


در 5 سالگي
بابايي اون ماشين گنده که تو اون مغازه هست برام ميخري؟
قربونت برم بابايي حتما حتما اگه قول بدي بچه خوبي باشي مامانتو اذيت نکني حتما برات ميخرم
ما به قولمون عمل کرديم اما خبري از اون ماشين گنده نشد که نشد

کلاس اول ابتدايي

بابا من مداد رنگي 24 رنگ ميخام برام ميخري؟
اره بابا جون برات ميخرم اما بايد قول بدي همه درساتو 20 بگيري و بچه خوبي باشي
بازم ما به قولمون عمل کرديم ولي بازم خبري نشد که نشد

کلاس پنجم ابتدايي
(تو اين دوره لحن من کمي عوض شده بود اما لحن بابام هنوز تغيير نکرده بود)
بابا من يه دوچرخه ميخام بايد برام بخري همه دوستام دارن
باشه برات ميخرم اما بايد قول بدي نمره اول کلاس بشي و بچه خوبي باشي
مثل هميشه ما عمل کرديم و اونا عمل نکردن

کلاس دوم راهنمايي
(تو اين دوره هم لحن من عوض شده بود هم لحن بابا)
بابا من کامپيوتر ميخام اگه برام نخري من ديگه مدرسه نميرم
نفهميد چي گفتي حالا واسه من شرط ميزاري
خلاصه بعد کلي سر و صدا با پا درميوني مامان ما قولشو گرفتيم
بچه خوبي هم شديم درسامونو هم خونيدم اما بازم خبري نشد

کلاس دوم دبيرستان
(خدا به داد برستهاين دوره خبري از لحن نبود همش به صورت فيزيکي برخورد ميکرديم)


مامان به اين اقاي پدر بگو من موتور ميخام اگه برام نخره ميرم خودمو ميکشم
چي گفتي خودتو ميکشي موتور ميخاي الان موتورت ميکنم
خلاصه بعد از کلي درگيري و کتک کاري البته همش من کتک ميخوردم
ما از خونه ميزديم بيرون بابام هم از بس منو کتک زده بود دلش برام سوخت و گفت :
اگه درساتو خوب بخوني امسال يه ضرب قبول بشي تابستون برات ميخرم
ما هم که اشتي کرده بوديم گفتيم باشه حتما
اما اينبار فرق ميکرد نه من به قولم عمل کردم نه بابا

دوران پشت کنکوري
(تو اين دوره به خاطر حساسيت کنکور و درس خوندن من برتري نسبي نسبت به بابام داشتم)
بابا من ماشين ميخام بدون ماشين که نميتونم برم دانشگاه
باشه عزيزم برات ميخرم البته به شرطي که کنکور قبول بشي
ما هم که کنکور قوبل نشديم و طبق معمول خبري از ماشي نشد

دوران الافي

ما که کنکور قبول نشديم داشتيم بيکار ميگشتيم تا الاف نباشيم يهو از بخت بد عاشق شديم
با لپ هاي قرمز رفتيم پيش بابا و مامان و گفتيم که پسرتون زن ميخاد
مامان يه لبخندي زد به بابا
بابا هم يه حرفي زد که موهام سيخ شد
اي قربون پسر گلم برم که زن ميخاد
ماشالله چه زود بزرگ شد خانوم
 

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 13:10 | | لینک مطلب
دوشنبه 3 فروردین1388
خر هم خدایی دارد
مهرزاد گورکانی


اهل قبرس هستم

روزگارم خيلي بد است

برگ کاهي ندارم براي خوردن

مادرم همش مشغول بار بردن

خودم هستم حمال معدن

پدرم را برد به اسارت بن لادن

خواهرم را چند تا گاو کثاوت بردن لندن

بردارم را براي کار در مزرعه بردن

ارز روزگارم ميگذرد در معدن

هر روز بارم مي کنند زغال در معدن

روزي مي روم از اين معدن

تا برم دنبال خواهرم در لندن

پدرم را ازاد ميکنم از دست بن لادن

مادرم را در مياورم از زير بار

تا ديگر او نکند کار

برادرم را از مزرعه ميبرم به مدرسه

تا بخاند درس هندسه

مي روم خواستگاري محدثه

ميدونيد چون اون مهندسه

باباش هم هست رئيس مدرسه

اين بود روزگار اين خر بدبخت

پس نکنيد اين قدر مرا اذيت

خرم خدايي دارد و شما را ميکند اذيت

نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 7:48 | | لینک مطلب
یکشنبه 2 فروردین1388
جومونگ
با توجه به سريال جومونگ

دوشيزه محترمه بانو سوسانو ايا وکيلم شما را به عقد دائم اقاي جومونگ با مهريه 10000 کيسه نمک و
1000 شمشير فولادي در اورم ايا وکيلم؟

عروس رفته سفر تجاري به گوسان
نوشته شده توسط مهرزاد گوركاني در 19:34 | | لینک مطلب