تبليغاتX
طــــنز نوشتـــه هــــای م گ

سلام

به خدا نمیدونم چه جوری از همتون عذر خواهی کنم خیلی وقته وبلاگم رو به روز نکردم شرمنده اخه دارم برای کنکور میخونم و وقت نوشتن ندارم و چند تا مطلبم نوشتم ولی هنوز وقت نکردم تایپ کنم ولی بزودی میزارمشون تو وبلاگ فعلا بای

+ نوشته شده توسط م گ در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 10:51 |
سلام بر تو اي بانوي بانوي پاک دامن نه اين که تيکه کلام من نبود اين مال يوزارسيو حکيمه
سلام بانو هن
سلام چرا اينقدر چرت و پرت ميگي؟ چيکار داري؟
بانوي من من در مناظره زنده تلوزيوني با جومونگ جلو دوربين رسانه ملي کتککاري کردم و ضربه بدي به سرم خورده مي خواستم
پزشک اول و بانوي اول دربار بانو يانگوم رو ببينم تا منو معاينه کنند
ايشون وقت ندارن ميخاستي با جومونگ در نيفتي
بانوي من تقصير من نبود همش اين اقاي فردوسي پور اتيش به پا کرد
من نميدونم بانو وقت نداري
چيه اينجا چه خبره اين سر و صداها چيه؟
بفرما خودت با بانو صحبت کن
به به شاهزاده يونگپو چه خبر از قصر؟
بانوي من اگه ميشه منو معاينه کنيد سرم داره گيج ميره
شرمنده من بايد برم اشپز خانه دربار و ترتيب جشن عروسي زليخا با جومونگ رو بدم و الان يوزارسيو حکيم با تخت گردان جلوي درب مطب منتظرم هستن
کي ؟يوزارسيو؟
اره مگه تو در مراسم عروسي ما در اهرام ثلاثه شرکت نکردي؟
واي خدا اينا چي ميگن مثل اينکه حالم خيلي بده
اين لباس سبز چيه تنت کردي تبليفاتي اره ؟
نه بانوي من
بانو يانگوم :
بله بانو هن
ميشه به من مرخصي بدين ميخام برم فينال جام کنفدراسون ها رو ببينم
جدي ؟ساعت چنده
ساعت 11 به وقت بويو
حيف نيتونم ببينم نتيجشو برام اس ام اس کن
راستي بانوي من کريس جونتون هم رفتن رئال مادريد
چي جدي ميگي بايد حتما يه سر بهش بزنم خوب که بهم گفتي
بانو يانگوم من چيکار کنم؟
ببين برو يه سي تي اسکن بگير فردا بيا پيشم تا ببينم چه مرگته
بچه مگه تو کار زندگي نداري مگه خواب نداري مهرزاد پاشو برو بخواب از صبح تا شب فوتبال فوتبال
اينقدرم تو خواب حرف نزن تو که به سرت ضربه نخورده بود
واي خدا اين چه کابوسي بود
فکر کنم حالت خيلي بده فردا بيا پيش بانو هن يه نوبت بگير تا ويزيتت کنم ببينم چه مرگته
نــــــــــــــــــــــــــه
+ نوشته شده توسط م گ در پنجشنبه 11 تیر1388 و ساعت 10:6 |
مهرزاد گورکانی

آقاي 405 در حالي که به شدت عصباني بود و دود از اگزوزش بلند مي شد وارد پارکينگش شد و با صداي بلند به خانم 405 گفت:

خانم چند بار بهت گفتم اينقدر به اين بچه بنزين نده چند بهت گفتم اين بچه رفتارش مشکوکه چند با بهت گفتم چراغهاش هميشه خماره
وا خدا اوراق بشم اين حرفا چيه ميزني به بچم
اره جون چراغ ترمرت امروز ديدنش داره مکمل بنزين مصرف ميکنه من از خيلي وقت پيش شک کرد بودم معتاد شده اما هي تو ميگفتي اين حرفا رو زنن حالا ديگه لاستيکاش برام رو شده جرات داره لاستيکاشو بزار تو پارکينگ اوراقش ميکنم
بوق بوق
کيه؟
من مامان
اقا تو رو جون برف پاکنات کاريش نداشته باش
سلام مامان سلام بابا
سلام و تعمير موتور سلام يتغان حالا واسه من معتاد شدي مکمل ميزني
چي ميگي کي گفته همش شايعس حالا يکي اومده پيش يه بوقي زده تو هم باور کردي
حالا بقيه دروغ ميگن اون قيافت تابلوت که دروغ نميگه بعد ميگي چرا عمو 206 بهت دختر نميده ده همين قيافه ضايت رو ميبينن که بهت دختر نميدن کاپتشو نگاه کن حداقل کاپتتو ببند صداتم که شده عين صداي تراکتور پسر تو ابروي خاندان پژو رو بردي ما واسه خودمون کسي بوديم  گمشو بيرون ديگه نميخام چراغام به چراغات بيفته گمشو بيرون
باشه من ميرم براي هميشه ديگه تا چراغاتون بهم نيفته ديگه هيچ وقت منو نمي بينين
اخبار 20:20 بار ديگر خودرو 405 در اتش سوخت

نتيجه اخلاقي
1.با افراد معتاد درست رفتار کنيم و اونا رو تنها نزاريم و همه راه ها روي اونا نبنديم
2.زياد مکمل بنزين نريزن تو باک ماشينتون ميگن ضرر داره

+ نوشته شده توسط م گ در جمعه 7 فروردین1388 و ساعت 7:46 |
مهرزاد گورکانی


چگونه یک گزارشگر فوتبال شویم


1.  اطلاعات فوتبالی خود را بالا ببریم و بازیکن های بیشتری رو بشناسیم مثلا شماره 10 و کاپیتان و دروازه بان و سرمربی تیم رو بشناسیم کافی

2.برای خودتون تیکه کلام بسازید مثلا:چه میکنه این جاسم و چه بازیکنی ای این غضنفر

3.موقع گل شدن توپ با قدرت هر چه تمام تر جیغ و فریاد بزنید

4.از بازیکنای معروف یا به قولی اونایی که خرشون بیشتر میره بیشتر تعریف کنید و اسمشونو زیاد بگید تا مورد عنایتشون قرار بگیرید

5.قبل گزارش یک لیست شامل تاریخ تولد و لیست اعضای خانواده و سایر بستگان هر بازیکن تهیه کنید

6.مطمن باشید در هر بازی از 22 تا بازیکن و 3 داور بازی و 2 سرمربی حتما تولد یکیشون هست پس بگیردید و این نکته رو به صورت واضح برای بینندگان بگید تا اونا هم بگن : عجب گزارشگریه

7. سعی کنید زیاد به بازیکنایی که بد بازی میکنند متلک بگید
نکته بسیار مهم((سعی کنید به اون بازیکنی که پرتاب اوتشو بلند میندازه بیشتر گیر بدین چون واقعا طرفدارهای زیادی پیدا می کنید))

8.از جملاتی مانند:میرفت که یخ بازی اب بشه یا توپ زوزه کشان از کنار دروازه به بیرون رفت و یا ورزشگاه کیپ تا کیپ تماشاگر شده
و.. حتما استفاده کنید

9.سعی کنید به مهدی مهدوی کیا را مهدوی کیا و کیانوش رحمتی رو کیا راحمتی خطاب کنید

10.برخی اسامی خارجی رو اینگونه تلفظ کنید:زیدان::زیزو
ساموءل اتوو::سامی اتوو
تیری انری::تیتی انری
تو این مورد خودتون میتونید خلاقیت به خرج بدید و اسمی جدید اختراع کنید

+ نوشته شده توسط م گ در سه شنبه 4 فروردین1388 و ساعت 12:42 |
مهرزاد گورکانی


آرزو هاي من


در 5 سالگي
بابايي اون ماشين گنده که تو اون مغازه هست برام ميخري؟
قربونت برم بابايي حتما حتما اگه قول بدي بچه خوبي باشي مامانتو اذيت نکني حتما برات ميخرم
ما به قولمون عمل کرديم اما خبري از اون ماشين گنده نشد که نشد

کلاس اول ابتدايي

بابا من مداد رنگي 24 رنگ ميخام برام ميخري؟
اره بابا جون برات ميخرم اما بايد قول بدي همه درساتو 20 بگيري و بچه خوبي باشي
بازم ما به قولمون عمل کرديم ولي بازم خبري نشد که نشد

کلاس پنجم ابتدايي
(تو اين دوره لحن من کمي عوض شده بود اما لحن بابام هنوز تغيير نکرده بود)
بابا من يه دوچرخه ميخام بايد برام بخري همه دوستام دارن
باشه برات ميخرم اما بايد قول بدي نمره اول کلاس بشي و بچه خوبي باشي
مثل هميشه ما عمل کرديم و اونا عمل نکردن

کلاس دوم راهنمايي
(تو اين دوره هم لحن من عوض شده بود هم لحن بابا)
بابا من کامپيوتر ميخام اگه برام نخري من ديگه مدرسه نميرم
نفهميد چي گفتي حالا واسه من شرط ميزاري
خلاصه بعد کلي سر و صدا با پا درميوني مامان ما قولشو گرفتيم
بچه خوبي هم شديم درسامونو هم خونيدم اما بازم خبري نشد

کلاس دوم دبيرستان
(خدا به داد برستهاين دوره خبري از لحن نبود همش به صورت فيزيکي برخورد ميکرديم)


مامان به اين اقاي پدر بگو من موتور ميخام اگه برام نخره ميرم خودمو ميکشم
چي گفتي خودتو ميکشي موتور ميخاي الان موتورت ميکنم
خلاصه بعد از کلي درگيري و کتک کاري البته همش من کتک ميخوردم
ما از خونه ميزديم بيرون بابام هم از بس منو کتک زده بود دلش برام سوخت و گفت :
اگه درساتو خوب بخوني امسال يه ضرب قبول بشي تابستون برات ميخرم
ما هم که اشتي کرده بوديم گفتيم باشه حتما
اما اينبار فرق ميکرد نه من به قولم عمل کردم نه بابا

دوران پشت کنکوري
(تو اين دوره به خاطر حساسيت کنکور و درس خوندن من برتري نسبي نسبت به بابام داشتم)
بابا من ماشين ميخام بدون ماشين که نميتونم برم دانشگاه
باشه عزيزم برات ميخرم البته به شرطي که کنکور قبول بشي
ما هم که کنکور قوبل نشديم و طبق معمول خبري از ماشي نشد

دوران الافي

ما که کنکور قبول نشديم داشتيم بيکار ميگشتيم تا الاف نباشيم يهو از بخت بد عاشق شديم
با لپ هاي قرمز رفتيم پيش بابا و مامان و گفتيم که پسرتون زن ميخاد
مامان يه لبخندي زد به بابا
بابا هم يه حرفي زد که موهام سيخ شد
اي قربون پسر گلم برم که زن ميخاد
ماشالله چه زود بزرگ شد خانوم
 

+ نوشته شده توسط م گ در دوشنبه 3 فروردین1388 و ساعت 13:10 |
مهرزاد گورکانی


اهل قبرس هستم

روزگارم خيلي بد است

برگ کاهي ندارم براي خوردن

مادرم همش مشغول بار بردن

خودم هستم حمال معدن

پدرم را برد به اسارت بن لادن

خواهرم را چند تا گاو کثاوت بردن لندن

بردارم را براي کار در مزرعه بردن

ارز روزگارم ميگذرد در معدن

هر روز بارم مي کنند زغال در معدن

روزي مي روم از اين معدن

تا برم دنبال خواهرم در لندن

پدرم را ازاد ميکنم از دست بن لادن

مادرم را در مياورم از زير بار

تا ديگر او نکند کار

برادرم را از مزرعه ميبرم به مدرسه

تا بخاند درس هندسه

مي روم خواستگاري محدثه

ميدونيد چون اون مهندسه

باباش هم هست رئيس مدرسه

اين بود روزگار اين خر بدبخت

پس نکنيد اين قدر مرا اذيت

خرم خدايي دارد و شما را ميکند اذيت

+ نوشته شده توسط م گ در دوشنبه 3 فروردین1388 و ساعت 7:48 |
با توجه به سريال جومونگ

دوشيزه محترمه بانو سوسانو ايا وکيلم شما را به عقد دائم اقاي جومونگ با مهريه 10000 کيسه نمک و
1000 شمشير فولادي در اورم ايا وکيلم؟

عروس رفته سفر تجاري به گوسان
+ نوشته شده توسط م گ در یکشنبه 2 فروردین1388 و ساعت 19:34 |
مهرزاد گورکانی

زن ها فرشته اند؟

ببین چند بار بهت بگم مبلمانی که 2 هفته پیش گرفیتم دیگه قدیمی شده میدونی اخه خواهرت یه مبلمان جدید گرفته خودت میدونی دیگه خوبیت نداره جنسی که از مد افتاده بزاریمن تو خونه باشه

باشه چشم.

راستی شوهر دوستم 2روز پیش سالگرد ازدواجشون بود براش یه 206 گرفته یه مدت دیگه سالگرد ازدواجمونه خودتم میدو.نی پرایدی
که 2ماه پیش واسه کادو تولد برام گرفته به پای 206 نمیرسه
یه فکری هم واسه اون بکن

باشه چشم

راستی سحر جون دوستمو میگما واسه عید میخان برن پاریس بیا خودمونم عید بریم یه جای با کلاس تر مثلا بریم یه سر قطب شمال بعذ از همون جا بریم قطب جنوب

باشه چشم

شوهر دوستم واسش یه روبات خرید که همه کاراشو واسش انجام میده میگم بیا خودمونم یکی بگیریم
این کلفت بیچاره خسته میشه بنده خدا پیرهزنه دیگه گناه داره

باشه چشم

راستی میگن یه مدت دیگه میخان با ماهواره امید فضانورد بفرستن کره ماه میشه اسم منو هم ثبت نام کنی اخه خیلی دوست دارم برم بلیتشم فکر کنم ارزون باشه

باشه چشم

واقعا من به تو افتخار میکنم احسان جون ما با هم خیلی تفاهم داریم انگار ما واسه هم ساخته شدیم

آقا احسان بیچاره هم راهی نداره جز اینکه بگه :اره عزیزم تو واقعا مثل یه فرشته میمونی

+ نوشته شده توسط م گ در شنبه 1 فروردین1388 و ساعت 8:33 |
عیــــــــــــــــــــد نــــــــــــوروز مبـــــــــــــارک
+ نوشته شده توسط م گ در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت 17:53 |
مهرزاد گورکانی


5سال قبل سال 1382 (تقريبا 5 سال قبل)

خانوم مگه اين اسباب بازي که دادي دست بچه من حقوق 3 ماه رو جمع کردم تا اينو گرفتم بعد تو اونو دادي دست بچه
اي بابا من ندادم خودش برداشته بي خبر
من حالا چه حاکي به سرم بريزم
حالا عيبي نداره ببر تعميرش کنن
خانوم تو اين شهر کوچيک که تعمير کارش پيدا نميشه بايد ببرمش(يه شهر بزرگتر حالا هر چي شما حساب کنيد)


هي پسر چه ادم با کلاسي چه شکوهي واقعا ادم جنتلمني
خدايال چي مي شد ما هم يه موبايل داشتيم ادم متشخصي ميشديم
(اين اقاي جنتلمن يه گوشي 0011 زده به کمرش داره تو خيابون راه ميره)

سال 1387 يا 1388

نون خشک دمپايي کهنه پلاستيک کهنه بيار کارت شارژ ببر

اهن کهنه خاکه قند بيار سيم کارت ببر


مامان از بابا پول بگير من برم 3 تا گوشي ديگه بخرم اخه امروز بالزم اکبر اقا(اصغر اقا هم ميشه گفت)
پول خورد نداشت بهم سيمکارت داد


سال 1400

دومين دوره از مسابقات پرتاپ گوشي هاي نوکيا سري n در روستاي حسن اباد
ار توابع(نميدونم از توابع کجا) برگزار شد که مورد استقبال شديد ساکني قرار گرفت
و 70%مردم روستا در ان شرکت کردند


اخبار 20:20در درگيري که در يکي از روستاهاي کشور به وجود امد و دست کم 3 کشته و 16 زخمي به بار داشت
علت حادثه چنين بوده که مردي گوشي خود را به کمر بسته و چند نفر او را به مسخره گرفته و درگيري اينگونه اغاز شده
گوينده اخبار:خوب اليته نبايد اونو مسخره ميکردن بايد خفش ميکردن


::عید همتون مبارک::

+ نوشته شده توسط م گ در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 20:9 |